مدرسه جن زده

برای دانلود به ادامه مطلب مراجعه کنید

برای دانلود به ادامه مطلب مراجعه کنید
اسپنسر ترنر بهتازگی وسیلهی عجیبی به نام جیغکش خریده است. جوری که فروشنده گفته بود، این وسیله به اسپنسر کمک میکند جیغهای اشباح و ارواح را بشنود. اسپنسر عاشق این است که با دنیای ارواح ارتباط برقرار کند. او مشتاقانه در انتظار امتحان کردن دستگاه جدیدش است ولی ... اسپنسر به زودی فریادهای ناشی از وحشت خود را خواهد شنید. چون وقتی دستگاه را روشن میکند، در را به روی تالار وحشت ... گشوده است.
در دست خود کلیدی داری که در را به روی دنیای وحشت و هراس میگشاید. از دنیای امن و راحتی که با آن آشنا هستی یک قدم به عقب بردار. در را به روی وحشت باز کن. همیشه جا برای یک نفر دیگر در تالار وحشت ... وجود دارد.
در دست خود کلیدی داری که در را به روی دنیای وحشت و هراس میگشاید. از دنیای امن و راحتی که با آن آشنا هستی یک قدم به عقب بردار. در را به روی وحشت باز کن. همیشه جا برای یک نفر دیگر در تالار وحشت ... وجود دارد.
آن پسر بلندقد و خوشتیپی که با اعتمادبهنفس قدم به مهمانی میگذارد، راس آرتور است. این یک مهمانی سورپریز نیست ولی راس باید انتظار وحشتی نفسگیر را داشته باشد ... راس در اتاق، روبهروی دوقلوی خود ایستاده است. اما مشکل چیست؟ اینکه راس برادر دوقلویی ندارد. به نظر میرسد که مهمانی امشب در تالار وحشت برگزار شده است.
در دست خود کلیدی داری که در را به روی دنیای وحشت و هراس میگشاید. از دنیای امن و راحتی که با آن آشنا هستی یک قدم به عقب بردار. در را به روی وحشت باز کن. همیشه جا برای یک نفر دیگر در تالار وحشت ... وجود دارد.
بیایید لورا را بشناسید. او همان دختر بلند قامتی است که دو گربه خیابانی را بغل میگیرد. او حیوانات را خیلی دوست دارد. اما چندی است که حیوانات جنگلی نزدیک خانهی او رفتارهای عجیبی نشان میدهند. حتی خفاشها روز روشن هم به او حمله میکنند. او زمانی که برای قدم زدن به جنگل میرود، زوزههای وحشتناکی میشنود. او به زودی با جانور دیگری ملاقات خواهد کرد. جانوری بسیار خبیث و اهریمنی. بیچاره لورا نمیداند که گاه جادهای در جنگل میتواند به تالار وحشت ... ختم شود.
در دست خود کلیدی داری که در را به روی دنیای وحشت و هراس میگشاید. از دنیای امن و راحتی که با آن آشنا هستی یک قدم به عقب بردار. در را به روی وحشت باز کن. همیشه جا برای یک نفر دیگر در تالار وحشت ... وجود دارد.
این آلکس اسمیت است که از کنارتان رد شد تا با عجله به خانه برود و دفتر خاطراتش را چک کند. مشکل این است که آلکس تا کنون یک کلمه هم در این دفتر ننوشته است. ولی دیروز مطلب عجیبی در دفترش ظاهر شد، چیزی در مورد آینده آلکس...